تبليغاتX
پرویز بیگی
             پشت لبخند ها

از شمار دو چشم یک تن کم

وز شمار خرد هزاران بیش

حال که خلاصه خوبی ها از میان ما سفر کرده است٬ بیایید کمی به خود آییم . بیایید اگر نمی توانیم در اندازه های او ظاهر شویم٬ سعی در مصادره او به نفع خود نداشته باشیم. او را منتسب به این وّ آن نخوانیم. بدانیم هر سخنی که در باره قیصر عزیز می گوییم بار مسئولیت مان را سنگین و سنگین تر کرده ایم .

وقتی به درک صحیحی از او نرسیدیم ٬ او را نفهمیدیم و از زبان و بیان و قلم و قدم و روش و منش او بهره نبردیم و از کنار آرامش و صمیمیت او به راحتی عبور کردیم.وقتی مثل او نبودیم و نمی توانیم مثل او باشیم٬ حداقل سعی کنیم خودمان باشیم.

اگر او را آگاهانه و نا آگاهانه رنجاندیم حال دیگر روح بلند او را نیازاریم.

اگر قریب به سه دهه با او بودیم و می خواهیم از خاطره های آن روزها بگوییم سعی کنیم خاطر بازماندگانش را نیازاریم.

اگر یاران او بودیم صادقانه بگوییم که بهای ما در تعلقات زمینی ریشه داشت و بهای او فقط عشق بود.

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 20:52  توسط پرویز بیگی  |