با همیم و همیشه زندانی
من برای تو : تو برای من
غرق درگر یه های پنهانی
من ز دنیا دل پری دارم
گاه اگر می کنم غزلخوانی
شعر هایم تجسم درد است
لحظه هایم پر از پریشانی
شعر: یعنی تاملی در بغض
بغض یعنی سکوت بارانی
ساحلی دور زورقی خسته
موج هایی دوباره توفانی
کاش در مطلع غزل بودم
داغم از لحظه های پایانی